امروز کله سحر با صدای موبایلم که با قدرت هر چه تمام تر یکی از آهنگهای اسکوتر رو میخوند از خواب ناز پریدم و بابا نه نهء طرف رو حسابی درود فرستادم که چیه کله سحر مگه طلب کاری ....نگام که به ساعت افتاد صدام بند اومد ساعت ۹:۳۰بود به خیالم که ۵ صبحه.خلاصه گوشی رو که ور داشتم یه صدا از اون ور گفت ببخشید خانم ......منم گفتم بله دوباره داد زد خانم .....منم داد زدم بلللللللللله خودمم
-خانم .......چکتون که برا امروز بود رو بردیم بانک میگه امضاش اشتباس!
-ای بابا باز هم؟باشه همین الان میام درستش میکنم.
-مرسی خانم ...........شرمنده بد موقع مزاحم شدم.نخوابیده بودید که؟
-نه بابا اختیار دارین خانم حسینی.الان دیگه لنگ ظهره.خواب کجا بود؟خیلی وقته بیدارم.
تو دلم هر چی فحش و بد و بیرا بود نثار مامور بانک کردم مرد تیکه هر روز من باید برم امضا تصحیح کنم.الاغ عوضی.صبونه خوردم و رفتم امضا زدم و سر راهم یه سر به بانک زدم و حال مامور بانک رو هم گرفتم که این چه کاریه که امضای اول من شبیه هیچ کدوم از امضاهای بعدی ام نیست و چرا همچین میشه و به من چه و حق ندارین دیگه هیچ امضایی رو رد کنین و الا تصحیح نمیکنم و از این حرفا!!!!!!همه اش هم تقصیر شماست مگه میشه این همه اذیت؟القصه با سر بلندی از بانک هم اومدم بیرون و راهی بازار شدم.خرید داشتم.بر گشتنی مامور بانک رو دیدم که داره از رو برو میاد تا منو دید پرید رفت اون ور خیابون .خیلی بدم اومد که میترسه منم به تلافی اش رفتم اون ور و قشنگ حالشو یه بار دیگه گرفتو و دیگه دلم حسابی خنک شد.از این به بعد هم تصمیم دارم تلافی تمام اون امضا ها همه کارامو از اون بانک و با اون صندوق دار انجام بدم.تا احوالاتش رو به راه شه.اومدم رسیدم کافی نت باز هم مثل روز های گند هیش کی نبود سارا بود و کامپیوتر هاش.اول همه وبلاگم رو باز کردم تا ببینم این بابا یارو فحش محش نداده که؟به سلامتی و میمنت دیدم خبری نیست بعدم که دارم مینویسم یه سری مسایل دیگه هم بود که من حال تعریف کردنشون رو ندارم یکی شو میگم.از جلو بانک میخواستم سوار تاسکی شم یه مرد چاق و بی ادب در اندرونی تمرکیده بود رفت که اون ور من بنیشم یه وجب جا موند منم گفتم: آقا جان خودت این جا جات میشه که من هم جام شه در اومد گفت تو هم دختر منی بشین بابا جون چه فرقی میکنه؟منم گفتم اااااااچه خوب اگه راست میگی منم مثل دخترت در بیار یه ۲۰۰۰۰تومن بده به من کار دارم پول لازم دارم یه کم نیگا کرد و گفت آقای راننده بفرمایید من ۲ نفر حساب میکنم.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 11:31  توسط سارا
|
دیگه از توپیدن به احمدی نژاد خسته شدم.کلی خاطر خواه داره البته قول نمیدم که خستگی ام دائمی باشه ها.امشب اگه باز حرف الکی تو اخبار نزنه فردا پستی در موردش نداریم.همین!بعدش هم خودم هم کلی طرفدار پیدا کردم.کلی هم بد خواه که اوووووووو توپش هم پره.مهم نیست.اینقد میگه مثل من تا خسته شه و بیخیال.این هم از این.تا عید کلی سفارش سرم ریخته که دو شیفت هم کار کنم تموم بشو نیست که نیست واسه همین دیر به دیر سر میزنم و نظرهای محترم این بابا فحشو میمونه تو وبلاگ در هر حال اگه باعث ناراحتی تون میشه ببخشید تا میبینم حذفش میکنم صرفا" به خاطر شما و الا من عین خیالم نیست که نیست.مهتاب گلم،بهار نازم،علی رضا خان(خان زرگنده)،یکی دو نفر هم ناشناس داریم که هر دفه با یه اسم مستعار میان یکیشون فکر میکنم مجتبی باشه(البته احتمالا"،ممکنست،شاید)که اگه اینطوره همین جا ازش میخوام که حتما" بهم بگه برا این که من اصلا" از دسش ناراحت نیستم.در هر حال دوستای گلم مرسی که بهم سر میزنید!ممنونم.موفق باشید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 18:36  توسط سارا
|
این پست مخصوص بهاره.که بهش بگم من از دستت ناراحت نیستم اون حرفا هم مال تو نبود تو منو نه نصیحت کردی نه چیز دیگه.دوست دارم بهار یه آیدی/ایمیلی یه چیز درست حسابی بهم بده.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:17  توسط سارا
|
اول از همه خدمت اونی که میاد و فحش میده:هر چی دلت میخواد فحش بده تا سبک شی.کاری به کارت ندارم از همه هم میخوام کاری به کارش نداشته باشن دلش گرفته خوب بزارید فحش بده مهم نیست برام ناراحت هم نمیشم.هر چی که بگی.تو کاریت نباشه فحشاتو بده مایه اش یه کلیکه!بعد از دیدن اسمت روی حذف نظر کلیک میکنم.راحت باش تو هم کارت اینه دیگه بری فحش بدی اینم کاره واسه خودش فقط اگه ادمی و یه ذره ادمیت داری به این حرفم گوش بده:کاری به مادرم نداشته باش.به مادرم فحش نده.مگه خودت مادر نداری؟مادر عزیزه جون مادر خودت به مادرم کاری نداشته باش.من که گفتم هر چی میخوای بگو ولی به مادرم کاری نداشته باش.اگه باز هم ادامه بدی این وبلاگ رو حذف میکنم و میرم تا تو بمونی و فحشات.با حرفایی که میزنی به نظر میاد مرد باشی.ولی از مردا بعیده که فحش بدن و قایم شن مردونگی ات کجا رفته؟آدرس وبلاگت رو بده کارت دارم.اگه میترسی ایدی بده کارت دارم.نترس من که نمیتونم کاری بکنم!میخوام بات صحبت کنم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:13  توسط سارا
|
سلام بچه ها مخصوصا" بهار گلم.من کلی بهت ایمیل و پی ام و .........زدم ولی اصلا" انگار هیچ کدوم نرسیده در هر حال اینو برات نوشتم تا بدونی که خیلی دوستت دارم و برام خیلی عزیزی.من نمی دونم چرا هر کی میاد تو این وبلاگ با من مخالفه آخه؟خلاصه این که ببینیم کی زودتر از رو میره؟من که به هیچ عنوان از مواضعم کوتاه نمیام اماااااااااااا حاظرم به هر نظر مخالفی گوش بدم و باهاش بحث کنم به شرط این که ۱-تهدید نکنه۲-نصیحت نکنه۳-خیال نکنه که من زیر بار حرفاش میرم۴-خودش رو عقل کل ندونه۵-یه زره هم فحش نده همین!انتظار زیادیه؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 18:35  توسط سارا
|
میشه این قد منو نصیحت نکنید؟بابا من همینم به خدا.عوضم نمیشم.چون نمیخوام عوض شم.سیستم ام رو این بار طوری طراحی کردم که نرود میخ اهنی در سنگ باشم.برا این که بدونید دارید میخ اهنی در سنگ میکوبید و بیخیال شید.من دوست دارم به احمدی نژاد توهین کنم!دوست ندارید؟زور نکردم که بیایید این جا برید یه وبلاگ دیگه مثل اون ۲ تایی که اون پایین گذاشتم.این جا تو این وبلاگ همه اش توهین میکنم همه اش به هر کی که بخوام.نظر مخالف بدید ولی خواهشا" نصیحت نکنید.اگه توهین میکنم واسه اینه که دلم خنک شه.من این مدلی ام.چیکارش کنم؟مثل شما کامل و بی عیب و نقص نیستم.دوست ندارم کسی وعده الکی بده و بعدش بیاد از زیر کار در بره.چی شد سهام عدالت؟چی شد برابری حقوقها؟چی شد اشتغال جوانان؟چی شد صندوق مهر امام رضا که ۳ روزه وام میداد الان ۳ ماهه که نتونستن بگیرن؟چی شد نفت سر سفره ها؟الان عیدی کارمندا ۳ ساله که ۱۷۵۰۰۰تومنه!اینم شد عیدی؟آقا تو مجلس افتخار میکنه نفت رو از ۳۳ دلار گذاشتم آخه کسی نیست بگه بابا از جیب پر خودت که نمی دی از جون مردم در میاد این چند دلار که کم شده.اینم اولش.آقا سال اول عید غدیر ۳۰ تومن عیدی داد که مردم رو خر کنه امسال هم که نه از عیدی خبری شد نه تعطیلات ولی بگم ها سال دیگه حتما" هر دوش بازم هست آخه قراره باز هم انتخابات بشه.باید مردم رو خر کنه .خلاصه برادران و خواهران محترم بنده لیسانس نیستم غلط کردم .......خوردم.من زیر سیکلم این قد اینو نکوبید به سرم من لیسانس بی ادبم.ادبیات بی ادبم.همه جور ادمی پیدا میشه تو دنیا منم یکی اش.طوریه؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 13:54  توسط سارا
|
داشتم نظرات رو میخوندم که یه نظر توجه ام رو جلب کرد.من با این بابا دعوا داشتم.آخه بسیجیه.البته خیلی هم بی ادب.قضیه از اون جایی شروع شد که یه روز اومدم نظرات رو بخونم دیدم یکی برام نوشته که با وبلاگت خدا حافظی کن.منم که حساس.مخم داشت میترکید.رفتم و هر چی لایق اش بود نثارش کردم.خلاصه یه کم قضیه کش اومد البته تا یه حدی.امروز هم یه نظر برام گذاشته بود میزارمش براتون
سلام
مثلا لیسانس ادبیاتی اینجوری نظر می دی؟
وای که چه دختر تحصیل کرده ای
خوشحال می شم دیگه به من سر نزنی
هرچند اگه بیای یه ذره ما می خندیم
می شناسم شما دخترای پرو رو
روزی صد تا مثل شما رو مثل سگ تو یه جایی می زنم مثل سگ
دارم به اون دخترایی فکر میکنم که این بابا میزندشون!!!!!چرا میزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آدرس وبلاگش http://docheshm.blogfa.com/
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 11:31  توسط سارا
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 13:54  توسط سارا
|
خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران،ميگه پس دانشجوها کجان؟ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس برو زندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ميگن زکي،پس مملکت رو کي اداره کنه؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 12:52  توسط سارا
|
زباله ها را به موقع جلوی در بگذارید.با رفتگر ها با محبت و احترام بر خورد کنید.ماهیانه و عیدی آنها را به موقع پرداخت کنید.
این جا ایران است.
ممکن است یکی از همین ها فردا رئیس جمهور شود.
(بر گرفته از وبلاگhttp://picasso.blogfa.com/)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 11:7  توسط سارا
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 14:2  توسط سارا
|
اگه به حرف من گوش بدید یه جای عالی سراغ دارم.اینقد با حاله که نگو برید ببینید حتما".از دستتون میره ها.........http://picasso.blogfa.com/
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 13:48  توسط سارا
|
كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگااحداث کرد گرفته شده است
كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد .
ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
نخستين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت وسپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار520 قبل ازميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك (طلا) وسيكو (نقره) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد
داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ 33 سال به طول انجاميد .
داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك-سازمان اطلاعات- سازمان پست و تلگراف(چاپارخانه) را بنيان نهاد .
اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
..... داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 13:16  توسط سارا
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 12:49  توسط سارا
|
این قدر بدم میاد از این کلمه که نگو.مسبب تمام بد بختی های ماهاست تازه از زور کیفشون هم میریزن تو خیابونها.عجیبه ها!!!!!!!چند وقت پیش به قیمت گوجه و مرغ و تخم مرغ و .....شکایت داشتن امروز باز ریختن بیرون تا به وراجی های این مرد تیکه الدنگ عوضی گوش بدن.گاگول خیال میکنه کیه؟این انرژی هسته ای که خودشونو جر میدن به خاطرش نیروگاهش زمان شاه ساخته شده و الا از ....باباشون میخواستن نیروگاه در بیارن و انرژی هسته ای تولید کنن؟تازه تمام افتخارش رو هورتی بالا کشیدن و انگار نه انگار که ......اگه محمد رضا تلفن و تلوزیون و هواپیما و این همه مهمات که جنگ رو باش تموم کردن رو نمی خرید و وارد ایران نمی کرد چه جوری این همه افتخار میکردن؟مرد تیکه های الاغ میگن بی لیاقت بود آخه یکی نیست بگه عوضی بی مخ اون بی لیاقته یا تو؟مامان و بابای من هر دو تاشون استخدامشون زمان شاه بوده مامانم بین ۶ تا کار سر در گم بوده که کدوم رو انتخاب کنه اون هم با اون حقوقهای بالا اینها هم خیال میکنن مملکت اداره میکنن؟تازه بعدشم وام میداده با ۴٪سود!!!!!!!!!!!اون وقت بیا نرخ سودهای این حکومت اسلامی رو ببین!!!!!!!اسراییل و آمریکا نیست که مردم نفهم بریزن بیرون خفه خون میگیرن و لال مونی!!!من حالم از این حکومت به هم میخوره چون وقتی مقایسه اش میکنم با زمان شاه میبینم هیچ برتری نداره که هیچ کلی هم کم داره.مردم اومدن نفت رو ملی کردن که با پولش طلا بخریم و تو خزانه ذخیره کنیم یارو عوضی اومده طلای کردستان رو داده به انگلیسی ها که استخراجش کنن اون هم ۷۰٪انگلستان و ۳۰٪ایران بد بخت وا مونده!!!!!!!!!!! آخه اون موقع که شاه نفت رو میداد به امریکا و عوضش تسلیحات و امکانات میگرفت چرا همه اعتراض میکردن ولی الان زبونشون رو کردن............اینه اون همه افتخاری که این نظام داره بهش میباله.اومده میگه ایران داره به ابر قدرت تبدیل میشه خیلی خنده ام میگیره خیلی!آخه ابر قدرت کجا بود؟چی اش ابر قدرته؟نه رییس جمهور عوضی اش شبیه ریس جمهور کشور های ابر قدرته نه اداره حکومتش و خفقانی که هست!نه ملت احمق و عقب مونده اش و نه هیچ چیز دیگه اش به قول قدیمیا شتر در خواب بیند پنبه دانه که همش هم لپ لپ میخورد بپا خفه نشی!شتر هم شتر های قدیم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 12:14  توسط سارا
|
من آخر سر از کار این آدمها در ننیوردم.نمی دونم چرا همیشه قربون بند کیف آدمن؟اعصابم رو بازم میریزن به هم .بدم میاد از این جور آدمهای فرصت طلب.اه اه اه از بد شانسی ام هم همیشه دور و برم پر از این جور آدمها بوده تا میام به خودم بجنبم میبینم که کم کم دارن پر رو میشن.تا وقتی به درد بخوری دور سرت میچرخن همین که کارشون تموم شد دیگه پیداشون نیست و خدا نکنه یه روز کارت بشون بیفته که دیگه نگو و نپرس.همین الانم با چند تاشون در گیرم.خیال میکنن خیلی زرنگن ولی غلط کردن حالشون رو جا میارم.خیال میکنن.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 16:39  توسط سارا
|
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 13:45  توسط سارا
|
سو ء تفاهم نشه ها من این مرد تیکه رو نه دوسش دارم نه این که میخوام سادگی زندگی اش رو نشون بدم من حالم ازش به هم میخوره .این عکسه رو هم محض خنده گذاشتم این جا وگر نه منو چه به سادگی زندگی این نکبت.تازه اگه ساده باشه همه چیز همون جوری که نمایش میدن نیست که.زمین تا آسمون فرق دارن با هم.این عوضی مسبب تمام بد بختی های ماست.ازش عقم میگیره.با اون کارای احمقانه اش.فقط بلده چند تا چیز رو علم کنه واسه این که از مشکلاب اصلی در بره اولی اش انرژی هسته ایه که من وقتی اسمش میاد میخوام با تمام وجود بالا بیارم.یکی دیگه هولوکاسه که شده دایه مهربان تر از مادر و کاسه داغ تر از آش.بعدی عراق و اوضاع خرابشه.آخه من نمی دونم فقط انرژی هسته ای حق مسلم ماست که این ملت احمق ایران فقط دم ازش میزنن بدون این که بدونن یعنی چی؟زندگی آروم،در آمد اندازه،کار و تحصیل،فکر آروموهزار تا چیز دیگه مگه حق مسلم ما نیست؟مگه نه این که ما باید رفاه اجتماعی و اقتصادی داشته باشیم؟کدومش جور و به راهه؟آینده چند تا جوون رو ختم به خیر کردن و چندین تا ختم به شر و ننگ و بد بختی شده؟همون هایی که یه زمانی دستور به دنیا اومدنشون رو دادن تا نسل شیعه منقرض نشه؟اینا مگه حق مسلم تر از انرژی هسته ای نیست؟تازه ما از انرژی فسیلی و نفت چه استفاده ای غیر از صادرات کردیم که از انرژی هسته ای هم بکنیم؟گاز مملکت قطعه یارو میاد با هند و پاکستان قرار داد لوله کشی گاز امضا میکنه بعدم میگه صرفه جویی کنین.صرفه جویی هنر است!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 13:42  توسط سارا
|
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 18:20  توسط سارا
|
|
|
پاسخ خانه احزاب ايران به صفار هرندي؛ قاطعانه در مقابل حذف جمهوريت نظام ميايستيم |
|
نواندیش- خانه احزاب ايران در نامه سرگشادهاي خطاب به رییس جمهور، به اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مورد ناموفق بودن تجربه تحزب در ايران و جايگزيني بسيج و روحانيت به جاي آن واكنش نشان داد.
در اين نامه كه خطاب به صفار هرندي نوشته شده، آمده است: آقاي صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي طي اظهار نظر عجيبي ضمن انتقاد از عملكرد احزاب، تجربه تحزب در ايران را ناموفق دانسته و دو نهاد روحانيت و بسيج را جايگزين مناسب احزاب معرفي كردند و متعاقب اين موضعگيري خطرناك، جهرمي، وزير كار و امور اجتماعي نيز به تخطئه احزاب پرداخته و مطالب ناصوابي عليه تشكلهاي سياسي مطرح كردند. از آنجا كه اين اظهارات در ادامه برخي اظهارات شخصي حضرتعالي عليه احزاب مطرح شده و به نظر ميرسد برنامه مدوني از سوي دولت جهت تضعيف جايگاه احزاب امثال جمهوريت نظام در حال اجراست كه به شدت موجب نگراني دلسوزان نظام گرديد، لازم است جهت تنوير افكار عمومي و توجه دولتمردان نكاتي را مشفقانه يادآور شويم:
1- جاي تاسف فراوان است كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان عاليترين مقام اجرايي در حوزه سياستگذاريهاي فرهنگي، بدون استناد به منابع متقن و در قضاوتي شتابزده هنجارهاي رسمي جامعه را زير سوال برده و يكباره به تخطه آنها مبادرت ميورزند، در حالي كه قضاوت و ارزيابي عملكرد گروههاي سياسي در حيطه وظايف قانوني و تخصصي ايشان نيست و حتي اگر هم باشد، طبق نص صريح قانون اساسي حق ندارند تقويت و گسترش دو نهاد روحانيت و بسيج را با تخريب و تضعيف احزاب محقق سازند.
2- بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي (قدس سره شريف) كه خود يكي از مراجع بزرگ شيعه و مظهر افتخار و اقتدار روحانيت بودند، طبق اسناد موجود هيچگاه چنين ايدههايي نداشتنند بلكه در مقابل آن سخن گفتهاند. آن حضرت از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي، تاسيس احزاب را تاييد، تشويق و حمايت كردند و حتي شهيد مرحوم آيتالله بهشتي، رهبر معظم انقلاب و آيتالله هاشمي رفسنجاني و برخي رجال سياسي معاصر كه از روحانيون سرشناس كشور بودند، را نيز در تاسيس حزب جمهوري اسلامي ياري فرمودند. علاقهمندان به امام (ره) هنوز در خاطر دارند كه ايشان چگونه از تلاش مكاران قبل از انقلاب براي ممانعت از ورود روحانيت به عرصه سياست پرده برداشتند و تاكيد ميفرمودند كه پس از پيروزي انقلاب همان گروه مخالف، با تغيير موضع، سياستورزي را مختص روحانيت ميدانستند. آن حضرت چنين تفكراتي را خطرناكتر از تلاش قبلي معرفي ميكردند. باز هم هنوز به ياد داريم كه امام راحل تا چه اندازه نگران ورود نظاميان به فعاليتهاي سياسي و جناحي بودند و طبق وصيتنامه ايشان تا آخرين لحظه در اين زمينه هشدار ميدادند. براستي چرا براي يك بار هم كه شده به هشدارهاي دلسوزان نظام كه طي يكي دو سال اخير به دفعات مطرح كردهاند، توجهي نميشود. آيا تلاشهاي رسمي و غيررسمي برخي براي ورود نظاميان به عرصه سياست، حكايت از برنامهاي خطرناك براي حذف جمهوريت ندارند؟
3- احزاب و تشكلهاي سياسي شناسنامهدار با علاقهمندي به انقلاب و مباني نظام جمهوري اسلامي و پايبندي كامل به قانون اساسي يا حداقل امكانات، طي سالهاي گذشته همواره سعي داشتهاند تا متعهدانه با تقويت مردمسالاري ديني، مشاركت مردم را در امور كشور افزايش داده و با شناسايي و پرورش و معرفي نيروهاي مستعد و توانمند در جهت ارتقا كارآمدي نظام تلاش كردهاند. آيا پاسخ اين تلاش صادقانه مستحق چنين بيمهري و قضاوتهاي غيرمنصفانه است؟ اين تذهبون؟
4- گروهها و احزاب سياسي از آنجا كه وظيفه خطيري در تحكيم مشروعيت و مقبولت نظام جمهوري اسلامي براي خود قائل هستند، از هر گونه نقدي كه بر عملكرد آنها وارد شود، صميمانه استقبال ميكنند لكن در مقابل اتهامات بيپايه و اساس كه با هدف تخريب اصل تحزب و در نهايت حذف جمهوريت نظام صورت ميگيرد، قاطعانه خواهند ايستاد.
در خاتمه اميد است دولتمردان در بيان اظهارات خود تامل بيشتري را اعمال نمايند تا بيش از پيش پاسدار حريم قانوني نظام مقدس جمهوري اسلامي باشيم.
|
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 11:24  توسط سارا
|
|
|
 |
آفتاب ـ آرمان امیری: یکی از طرحهای جنجالی مجلس ششم که از جانب فراکسیون اقلیت همان مجلس موسوم به فراکسیون محافظهکاران ارائه شده بود، طرح سهمیه بندی جنسیتی برای ورود به دانشگاههای کشور بود که در آن زمان با اعتراض گسترده نمایندگان اصلاح طلب روبرو شد. نامه 178 تن از نمایندگان مجلس ششم به رییس جمهور در اعتراض به این طرح تنها نمونهای از گستردگی اعتراضات مخالفین طرح بود، طرحی که با گسترش اعتراضات از دستور کار مجلس خارج شد.
اما با روی کار آمدن مجلس هفتم و به اکثریت رسیدن نمایندگان اقلیت مجلس ششم، طرح سهمیه بندی جنسیتی ورود به دانشگاههای کشور بار دیگر از جانب برخی از نمایندگان در دستور کار مجلس قرار گرفته است.
«علی سرافراز یزدی» عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هفتم در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب با بیان این نکته که «بحث حذف سهمیهبندی جنسیتی از کنکور، جنبه سیاسی داشته و به هیچوجه منطقی و کارشناسانه نبود و احیای دوباره این رویه به مصلحت کشور است» در بیان دلایل خود برای حمایت از این طرح میگوید: «امروز ما میدانیم که فارغالتحصیلان دانشگاهی در رشتههای معدن و دامپزشکی اگر خانم باشند قادر نیستند که از عهده این حرفه برآیند، زیرا این رشتهها با فیزیک بدنی آنها هماهنگی ندارد. در رشتههای پزشکی نیز حضور 50 درصدی زنان، کشور را دچار مشکل میکند زیرا با توجه به الزام حضور پزشکان در مناطق محروم، اکثر خانمها برای حضور در این مناطق دچار محدودیت هستند و این مناطق به لحاظ حضور پزشک دچار بحران میشود».
در برابر این سخنان «انوشیروان محسنی» نماینده نوشهر، در گفت و گو با خبرنگار پارلمانی آفتاب بحث عدم حضور زنان در مناطق محروم کشور را رد میکند میگوید: «امروز حتی پزشکان مرد ما نیزخواهان ماندگاری در تهران هستند پس تنها جنسیت در سفر به مناطق محروم محدودیت ایجاد نمیکند». وی همچنین میافزاید «عضو فراکسیون اقلیت تاکید کرد تنها جنسیت فاکتور بازدارنده نیست و اگر امکانات و انگیزه حقوقی در مناطق محروم لحاظ شود دچار بحران برای حضور افراد تحصلیکرده و متخصصین در آن مناطق نخواهیم شد».
اما «زادعلی خليل طهماسبی» نماینده مردم لردگان، که از موافقان این طرح است استدلال دیگری برای موافقت خود ارائه میدهد. وی چندی پیش و در جریان نطق پیش از دستور خود ضمن اشاره و نسبت بالای دانشجویان دختر به پسر در دانشگاهها گفت: «به ازای هر دانشجوی دانشگاه دولتی در سال حدود يك ميليون و ششصد هزار تومان از بيتالمال هزينه ميشود كه دختران هرچند تحصيل كرده باشند با توجه به شرايط اقليمی ايران نمیتوانند در همه جاي اين كشور پهناور خدمت كنند و اين خود هدر دادن بيتالمال است».
در پاسخ به این سخنان، «شهریار مشیری»، نماینده بندر عباس و عضو کمیسیون آموزش مجلس ضمن اعلام مخالفت خود با طرح سهمیه بندی جنسیتی، به خبرنگار آفتاب میگوید: «من اعتقاد ندارم که کسی که درس خوانده سرمایهای را از کشور به هدر داده است، این سرمایهها صرف افزایش سطح آموزش همگانی در کشور شده است. کشور باید طوری برنامهریزی کند که بتواند از این ظرفیت استفاده کند».
در مورد این ایراد، سخنان «علی عبدی» از فعالان کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت نیز شنیدنی است. وی با اشاره به مشکل فرار مغزها به خبرنگار آفتاب میگوید: «تمامی دانشجویانی که از کشور خارج میشوند و ای بسا که هرگز به کشور باز نگردند نیز از هزینههای دولتی استفاده کردهاند. حال آیا برای جلوگیری از اتلاف بیتالمال باید از ورود نخبگان به دانشگاهها جلوگیری کرد؟».
«بهاره هدایت» دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت نیز در این باره میگوید: «استدلال طراحان طرح این است که چون خانمها نمیتوانند از تخصص خود استفاده کنند و اشتغال آنان مشروط به اجازه همسر و یا پدرشان است، هزینهای که برای تحصیل آنها در نظر گرفته میشود بیهوده است، اما انتظار ما این است که مجموعه عواملی که مانع میشود تا زنان از تخصص خود استفاده کنند اصلاح شود نه اینکه اصل موضوع را زیر سوال ببرند. در حال حاضر تحصیلات تنها روزنه باقیماند است که زنان میتوانند با استفاده از آن خود را توانمند سازند و از حقوق خود آگاهی یابند».
اما موافقان طرح برای مخالفت خود دلایل دیگری نیز دارند. طهماسبی در ادامه نطق پیش از دستور خود نسبت بالای دختران به پسران در دانشگاهها را سبب «افزایش سن ازدواج» و همچنین «بالا رفتن آمار طلاق» اعلام کرده و گفت: «بدين ترتيب قداست خانوادگي كه وجه امتياز اسلام از ديگر اديان و كشور ما بر كشورهاي غربی است، ضربهای غيرقابل جبران متحمل میشود».
هدایت در پاسخ به این استدلال نیز بار دیگر بر لزوم رفع قوانین تبعیض آمیز تاکید میکند و میگوید: «درخواست ما در حال حاضر این است که مجلس به برخورد با قوانین تبعیض آمیز بپردازد و چنین موانعی در سر راه ارتقا و رشد زنان را اصلاح کند». عبدی نیز این استدلال را مصداق «پاک کردن صورت مسئله» میداند و میگوید: «به جای طرح این قانون مجلس باید به قوانین و سیاست هایی جهت فرهنگ سازی در راستای رفع تبعیض و نظام خانواده بپردازد. در حالی که در حال حاضر سیاستهای موجود در راستای بازتولید ناهنجاریهای فرهنگی در جامعه است».
یک طرح ناعادلانه؟ مشیری بار دیگر با تاکید بر این نکته که «محدود کردن ظرفیت بر حسب جنسیت کار عادلانهای نیست و هر کس که در کنکور شرکت کند و نمره بیشتری بیاورد باید وارد دانشگاه شود» میافزاید: «اگر همتی هست باید صرف ایجاد دانشگاه و بالا بردن ظرفیت پذیرش در آموزش عالی شود که همه بتوانند به تحصیل بپردازند نه اینکه مدام با ایجاد قوانین و اهرمهایی ادامه تحصیل برای عدهای را محدود کنیم».
این عضو کمیسیون آموزش در بیان دلیل افزایش آمار دانشجویان دختر نسبت به پسرها تصریح میکند: «میدانیم که در سالهای اخیر خانمها بیشتر وارد دانشگاه شدهاند، به نظر من علت کاهش علاقه آقایان برای ورود به دانشگاه عدم اطمینان از وضعیت شغلی در آینده است. در حال حاضر تعداد فارغالتحصیلان بیکار دانشگاهها رو به افزایش است و از این منظر برای پسرها ورود به دانشگاه چندان تاثیری در یافتن شغل ندارد. این امر سبب شده تا پسرها از میان درس و شغل اولویت را به شغل بدهند و در اولین فرصت که امکانش ایجاد شد وارد بازار کار شوند. حال به نظر من راه حل این مشکل این نیست که ما جلوی ورود خانمها به دانشگاه را بگیریم، بلکه باید با ایجاد اشتغال امید و اطمینان به آینده شغلی را در نزد تحصیل کردگان بالا ببریم».
عبدی نیز ضمن ناعادلانه خواندن این طرح آن را مخالف قانون میخواند و میگوید: «بر طبق قانون اساسی دولت موظف به رفع هرگونه تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه در همه زمینههای مادی و معنوی است. اگر دو نفر در شرایطی یکسان در امتحانی شرکت کنند و شما به دلیل جنسیت کسی را که نمره بیشتری اخذ کرده از تحصیل محروم کنید اعمال تبعیض کردهاید».
زنان نماینده، نماینده زنان! اگر بر طبق گفتههای هدایت، یکی از دلایل ارائه شده از جانب موافقان طرح امکان ایجاد ممانعت مردان از اشتغال زنان باشد شاید بیراهه نباشد که رد پای این استدلال را در خود مجلس جست و جو کنیم. تمامی تلاشهای خبرنگار آفتاب برای گفت و گو با یکی از نمایندگان زن مجلس در مورد طرحی که به صورت مستقیم با آینده زنان و دختران کشور در ارتباط است بی نتیجه باقی ماند. تلفن همراه هشت نفر از نمایندگان زن مجلس خاموش بود و در دو مورد که تماس موفقیت آمیز بود نتیجه عجیبی حاصل شد. در این دو مورد که سرانجام تلفن همراه نمایندگان مورد نظر (که از قضا هر دو نیز عضو کمیسیون آموزش مجلس بودند) پاسخ داد، همسران نمایندگان ضمن عذرخواهی اعلام کردند که این دو نماینده در حال حاضر مشغول کارهای دیگری هستند و قادر به مصاحبه نیستند!
اما برای اینکه گزارش طرح سهمیه بندی جنسیتی علیه زنان، از اظهار نظر نمایندگان زن مجلس خالی نماند ناچار به آرشیو سری زدیم و به سخنان خانم «فاطمه آجرلو»، عضو کمیسیون آموزش زنان برخوردیم. خانم نمایندهای که از موافقان طرح به حساب میآید.
آجرلو سال گذشته و طی سخنانی با بیان این نکته که «باید در نظر داشت که به لحاظ عرفی و دینی این مردان هستند که باید مسوولیت معیشتی خانواده را بر عهده داشته باشد و در کنار آن زنان نیز می توانند بخشی از بار اقتصادی خانواده را بر دوش بگیرند» افزوده بود: «متاسفانه در جامعه امروزی این دیدگاهها در حال تغییر است و در بسیاری موارد استخدام زنان به دلایل مختلف از جمله استفاده ابزاری از آنها و یا به کارگیری نیروی ارزان و کم توقع متقاضیان زن وجود دارد».
عضو کمیسیون آموزش مجلس با اشاره به افزایش تعداد دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر گفته بود: «اگر چه در نظام شایسته سالاری بحث جنسیت مطرح نیست ولی برخی رشتهها با فیزیک زنانه تناسب ندارد. می توان با محدودیت پذیرش در این رشته این مساله را تعدیل کرد». | |
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 11:16  توسط سارا
|
وبلاگ قبلی ام رو خیلی دوسش داشتم منتها خدا هیچ بنی بشری رو با آدمهای بی جنبه در گیر نکنه!خیلی اذیتم کردن.دیدم بهترین راه حذف وبلاگ و تخته کردن درشه.یکی ادعامیکرد خیلی میفهمه اون یکی بی خود نصیحت میکرد.یکی نرسیده دعوا داشت یکی دیگه هم که انتظار داشت تمام وبلاگم عاشقانه باشه.من همه جور مطلبی مینویسم نه خیلی غرق تو عشق و عاشقی میشم نه بی خیال سیاست و اجتماع.خلاصه همون قاطی پاطی بهترین موضوع برا وبلاگمه.امیدوارم منو همراهی کنین.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 9:49  توسط سارا
|